shuttled

shut·tled/ˈʃʌtld/
verb (فعل)commonpast (گذشته): shuttledpast participle (مفعولی): shuttled-ing (حال): shuttling3rd (سوم): shuttles

فعل — رفت و برگشت کردن

رفت و برگشت کردنجابجا کردن مکرر

افراد یا اشیاء را به طور مکرر در مسافت کوتاه رفت و برگشت منتقل کردن.

Transported people or things frequently over a short distance back and forth.

«او هر روز بین خانه و محل کار رفت و آمد می‌کرد.»

She shuttled between home and work daily.

«اتوبوس‌ها بازدیدکنندگان را به جشنواره رفت و آمد می‌کردند.»

Buses shuttled visitors to the festival.

تفاوت با واژه‌های مشابه
transportedمنتقل کرد

متداول. جابه‌جا کردن از جایی به جای دیگر؛ shuttle به سفرهای متعدد اشاره دارد.

Common. To carry from one place to another; shuttle implies regular, repeated trips.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000