siamese

sia·mese/ˌsaɪəˈmiːz/
1adjective (صفت)formalcomparative (تفضیلی): more Siamesesuperlative (عالی): most Siamese

صفت — سیامی

سیامیتایلندی

مربوط به سیام (تایلند سابق) یا مردم، زبان یا فرهنگ آن

relating to Siam (now Thailand) or its people, language, or culture

«او زبان سیامی را مطالعه کرد.»

He studied the Siamese language.

«فرهنگ سیامی سنت‌های غنی دارد.»

Siamese culture has rich traditions.

2noun (اسم)commonplural (جمع): Siamese cats

اسم — گربه سیامی

گربه سیامی

گونه‌ای از گربه با بدنی باریک، چشمان آبی و لکه‌های خاص که از تایلند آمده

a breed of cat with a slender body, blue eyes, and distinctive markings originating from Thailand

«گربه سیامی من پرحرف است.»

My Siamese is very vocal.

«گربه‌های سیامی چشمان آبی چشم‌گیری دارند.»

Siamese cats have striking blue eyes.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000