در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
به گونه یا طریقی مشابه
In a like or comparable way
«او ریاضی خواند؛ همچنین، خواهرش در علوم برجسته است.»
“He studied math; similarly, his sister excels in science.”
«گربهها آب دوست ندارند. بهطور مشابه، سگها جای خشک را ترجیح میدهند.»
“Cats dislike water. Similarly, dogs prefer dry places.”
متداول. معمولاً هنگام بیان شباهت قابل تعویض است.
Common. Usually interchangeable when indicating similarity.