likewise
قید — همچنین
به همین صورت؛ همچنین.
In the same way; also.
«او به او خوبی کرد و او نیز به همین ترتیب به وی کمک کرد.»
“She paid him in kind, and he likewise helped her.”
««از ملاقات با شما خوشبختم.» «من هم همچنین.»»
“'I'm pleased to meet you.' 'Likewise.'”
تفاوت با واژههای مشابه
رسمی. وقتی به اعمال یا ویژگیهای مشترک بین دو موضوع اشاره دارد، قابل جایگزینی با 'likewise' است. 'او سخت مطالعه میکند و برادرش نیز همینطور.' (She studies hard, and similarly, her brother does.) کاربرد دارد، اما در پاسخهای خودمانی کمتر رایج است.
Formal. Interchangeable with 'likewise' when referring to actions or qualities shared by two subjects. 'She studies hard, and similarly, her brother does.' works. Less common in casual replies.
رایج/روزمره. کلیتر است و تقریباً در هر بافتی که 'likewise' به معنای 'علاوه بر این' یا 'همینطور' استفاده میشود، قابل استفاده است. 'من قهوه و همچنین کمی کیک میخواهم.' یا در پاسخ، 'من هم دوست دارم.' رایجتر از 'likewise' است.
Common/everyday. More general and can be used in almost any context where 'likewise' is used to mean 'in addition' or 'too'. 'I'd like coffee, and also some cake.' or as a reply, 'I like it too.' is more common than 'likewise'.