simmered

sim·mered/ˈsɪm.ərd/
verb (فعل)commonpast (گذشته): simmeredpast participle (مفعولی): simmered-ing (حال): simmering3rd (سوم): simmers

فعل — آرام پختن

آرام پختنبا حرارت کم جوشیدن

با حرارت کم و زیر نقطه جوش، به آرامی پختن که حباب‌های نرم ایجاد می‌کند.

Cooked gently below boiling point, producing soft bubbling.

«خورش به مدت دو ساعت آرام پخت.»

The stew simmered for two hours.

«سوپ‌هایی که آرام پخته شده‌اند خوش‌طعم‌ترند.»

Simmered soups are more flavorful.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000