simmer

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

sim·mer/ˈsɪmər/
1verb (فعل)commonpast (گذشته): simmeredpast participle (مفعولی): simmered-ing (حال): simmering3rd (سوم): simmers

فعل — آهسته جوشاندن

آهسته جوشاندنقلقل کردننیم‌جوش کردن

نزدیک به نقطه جوش ماندن در حین حرارت دیدن، یا آرام پختن غذا در مایع درست زیر نقطه جوش.

To stay just below the boiling point while being heated, or to cook food gently in liquid just below boiling.

«بگذارید سس بیست دقیقه قلقل کند تا غلیظ شود.»

Let the sauce simmer for twenty minutes to thicken.

«سوپ باید به آرامی قلقل کند، نه اینکه سریع بجوشد.»

The soup should simmer gently, not boil rapidly.

تفاوت با واژه‌های مشابه
stewآب‌پز کردن

متداول. «آب‌پز کردن» به پختن غذا با قلقل کردن آن برای مدت طولانی در مقدار کمی مایع اشاره دارد که معمولاً منجر به یک غذای غلیظ و خوش‌طعم می‌شود. «قلقل کردن» عمل است؛ «آب‌پز کردن» یک روش پخت و نوعی غذا است.

Common. 'Stew' refers to cooking food by simmering it for a long time in a small amount of liquid, usually resulting in a thick, flavorful dish. 'Simmer' is the action; 'stew' is a cooking method and a type of dish.

poachآب‌پز کردن آرام

فنی/آشپزی. «آب‌پز کردن آرام» یک تکنیک خاص برای پخت آرام غذا (به ویژه تخم‌مرغ یا ماهی) در مایعی است که فقط کمی زیر دمای قلقل است. «قلقل کردن» یک اصطلاح گسترده‌تر برای محدوده دما است.

Technical/Cooking. 'Poach' is a specific technique of gently cooking food (especially eggs or fish) in liquid that is just below simmering temperature. 'Simmer' is a broader term for the temperature range.

متضادها
2verb (فعل)commonpast (گذشته): simmeredpast participle (مفعولی): simmered-ing (حال): simmering3rd (سوم): simmers

فعل — در حال جوشش بودن (احساسات)

در حال جوشش بودن (احساسات)خوابیدن (خشم)

(در مورد احساس یا اختلاف) در حالت خشم یا هیجان سرکوب‌شده بودن، که درست زیر سطح آشکار است.

(Of an emotion or dispute) to be in a state of suppressed fury or excitement, just below the surface.

«تنش‌ها بین دو جناح رقیب همچنان در حال جوشش بود.»

Tensions continued to simmer between the two rival factions.

«خشم او برای روزها در حال جوشش بود تا اینکه سرانجام با او روبرو شد.»

His anger simmered for days before he finally confronted her.

تفاوت با واژه‌های مشابه
festerچرک کردن

رسمی/ادبی. «چرک کردن» به معنای بدتر شدن یک احساس منفی یا مشکل به مرور زمان به دلیل بی‌توجهی است، مانند زخمی که درمان نمی‌شود. «قلقل کردن» بیشتر در مورد حالت شدت سرکوب‌شده است.

Formal/Literary. 'Fester' implies a negative emotion or problem worsening over time due to neglect, becoming more bitter or intense, like a wound that goes untreated. 'Simmer' is more about a state of suppressed intensity.

seetheخشمگین بودن

متداول/تصویری. «خشمگین بودن» کلمه‌ای قوی‌تر و شدیدتر است که به معنای آشفتگی یا خشم درونی قابل مشاهده و به سختی مهار شده است. «قلقل کردن» کمی ملایم‌تر است و به یک تنش پایدار و پنهان اشاره دارد.

Common/Vivid. 'Seethe' is a stronger, more intense word, implying a visible, internal agitation or anger that is barely contained. 'Simmer' is a bit milder, suggesting a sustained, underlying tension.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000