sinewy

sin·e·wy/ˈsɪnjuːi/
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): sinewiersuperlative (عالی): sinewiest

صفت — پرعضله

پرعضلهنیرومند

دارای عضلات قوی و لاغر؛ سرسخت و محکم.

Having strong, lean muscles; tough and firm.

«آن ورزشکار بدنی عضلانی و پرقدرت داشت.»

The athlete had a sinewy build.

«بازوهای نیرومند او قدرتش را نشان می‌داد.»

His sinewy arms showed his strength.

تفاوت با واژه‌های مشابه
muscularعضلانی

رایج. معمولاً برای بدن‌های قوی به کار می‌رود؛ ''sinewy'' تأکید بر سرسختی و لاغری دارد.

Common. Typically used for well-built bodies; 'sinewy' emphasizes toughness and leanness.

leanلاغر

رایج. به باریک بودن اشاره دارد که معمولاً با قدرت در ''sinewy'' همراه است.

Common. Refers to slimness often combined with strength in 'sinewy'.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000