sit down

/sɪt daʊn/
phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — نشستن

نشستنسر جایش نشستن

نشستن یا خود را به حالت نشسته قرار دادن.

To take a seat or lower oneself into a sitting position.

«لطفاً بنشینید و استراحت کنید.»

Please sit down and relax.

«او نشست تا شام بخورد.»

He sat down to eat dinner.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000