در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
لباس بیرونی زنانه یا دخترانه که از کمر آویزان میشود و تمام یا قسمتی از پاها را میپوشاند.
A woman's or girl's outer garment that hangs from the waist and covers all or part of the legs.
«او یک دامن جین بلند پوشیده بود.»
“She wore a long denim skirt.”
«دامن دور کمر خیلی تنگ است.»
“The skirt is too tight around the waist.”
فنی/فرهنگی. نوع خاصی از دامن پلیسهدار که به طور سنتی توسط مردان در اسکاتلند پوشیده میشود. در استفاده عمومی با 'skirt' قابل تعویض نیست. «او دامن اسکاتلندی پوشیده بود» درست است، «او دامن اسکاتلندی پوشیده بود» (برای زن) غیرعادی است مگر اینکه به طور خاص به آن سبک اشاره شود.
Technical/cultural. A specific type of pleated skirt, traditionally worn by men in Scotland. Not interchangeable with 'skirt' in general usage. 'He wore a kilt' works, 'she wore a kilt' is unusual unless specifically referring to that style.
از لبه چیزی عبور کردن یا دور زدن آن.
To go around or past the edge of something.
«آنها تصمیم گرفتند به جای بالا رفتن از کوه، آن را دور بزنند.»
“They decided to skirt the mountain rather than climb it.”
«سیاستمدار از پاسخ به سوال جنجالی طفره رفت.»
“The politician skirted the controversial question.”
رایج. اغلب به معنای دور زدن یک مانع یا نقطه مرکزی است. هنگام اشاره به اجتناب از مسیر مستقیم یا مشکل، با 'skirt' قابل تعویض است. «شهر را دور زدن» درست است، «از کنار شهر گذشتن» نیز درست است.
Common. Often implies going around an obstacle or a central point. Interchangeable with 'skirt' when referring to avoiding a direct route or problem. 'Bypass the city' works, 'skirt the city' also works.
رایج. یک اصطلاح کلیتر برای دوری از چیزی، اغلب یک مشکل یا موقعیت ناخوشایند. میتواند جایگزین 'skirt' شود وقتی معنی آن اجتناب از بحث در مورد یک موضوع دشوار است. «از مسئله پرهیز کردن» درست است، «از کنار مسئله گذشتن» نیز درست است.
Common. A more general term for staying away from something, often a problem or unpleasant situation. Can replace 'skirt' when the meaning is to avoid discussing a difficult topic. 'Avoid the issue' works, 'skirt the issue' also works.