slabby

slab·by/ˈslæbi/
slaba large, flat piece-ycharacterized by
adjective (صفت)formalcomparative (تفضیلی): slabbiersuperlative (عالی): slabbest

صفت — تخته‌ای

تخته‌ایپهن

سطح یا بافتی شبیه به تخته‌های بزرگ، صاف و پهن.

Having a surface or texture resembling slabs; flat and broad.

«راه صاف و پهن و راحت برای راه رفتن بود.»

The path was slabby and easy to walk on.

«سنگ‌های پهن کف رودخانه را پوشانده بودند.»

Slabby rocks covered the riverbed.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000