slake
/sleɪk/
verb (فعل)formalpast (گذشته): slakedpast participle (مفعولی): slaked-ing (حال): slaking3rd (سوم): slakes
فعل — فرو نشاندن
فرو نشاندنرفع کردن
تشنگی یا تمایل را فرو نشاندن و ارضا کردن.
To quench thirst or satisfy a desire.
«او تشنگیاش را با آب سرد فرو نشاند.»
“He slaked his thirst with cold water.”
«باران نیاز کشاورز به آب را برطرف کرد.»
“The rain slaked the farmer's need for water.”
تفاوت با واژههای مشابه
quench— فرو نشاندن
رسمی. معمولاً برای تشنگی یا آتش استفاده میشود؛ اغلب جایگزین slake است.
Formal. Used mostly for thirst or fire; can often replace 'slake' in this sense.