slaking

slak·ing/ˈsleɪkɪŋ/
slaketo satisfy or quench-ingpresent participle
verb (فعل)formalpast (گذشته): slakedpast participle (مفعولی): slaked-ing (حال): slaking3rd (سوم): slakes

فعل — فرو نشاندن

فرو نشاندنخاموش کردن

عمل فرو نشاندن تشنگی یا واکنش‌های شیمیایی مانند واکنش آهک با آب.

The act of quenching thirst or chemical reactions such as lime's reaction with water.

«اولویت اول او رفع تشنگی بود.»

Slaking the thirst was his first priority.

«فرآیند فرو نشاندن آهک گرما تولید می‌کند.»

The process of slaking lime produces heat.

تفاوت با واژه‌های مشابه
quenchingخاموش کردن

رسمی. وقتی به رفع تشنگی یا خنک کردن فلزات اشاره دارد، قابل تعویض است.

Formal. Interchangeable when referring to satisfying thirst or cooling metals.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000