slaked
فعل — برآورده شده
آرزویی را برآورده یا تشنگی را رفع کرده است.
Satisfied a desire or quenched thirst.
«او تشنگیاش را با آب سرد رفع کرد.»
“He slaked his thirst with cold water.”
«کنجکاوی او سرانجام با پاسخ برطرف شد.»
“Her curiosity was finally slaked by the answer.”
تفاوت با واژههای مشابه
روزمره. مستقیماً برای تشنگی قابل تعویض است. 'quenched' تقریباً منحصراً برای تشنگی استفاده میشود. 'Slaked' میتواند برای آرزوها نیز به کار رود.
Everyday. Directly interchangeable for thirst. 'Quenched' is almost exclusively used for thirst. 'Slaked' can also apply to desires.
رایج. به برآورده کردن نیاز یا آرزو اشاره دارد. زمانی که متن درباره برآورده کردن یک آرزوی قوی است، قابل تعویض است، اما 'satisfied' بسیار گستردهتر است و تفاوت ظریف 'رفع' کردن یک نیاز فیزیکی را به همان شدت ندارد.
Common. Refers to meeting a need or desire. Interchangeable when the context is about fulfilling a strong desire, but 'satisfied' is much broader and doesn't carry the specific nuance of 'quenching' a physical need as strongly.
صفت — آهک شکفته
(در مورد آهک) با آب عملآوری شده؛ هیدراته شده.
(Of lime) treated with water; hydrated.
«آهک شکفته در کشاورزی استفاده میشود.»
“Slaked lime is used in agriculture.”
«پودر شکفته شده برای مخلوط کردن آماده بود.»
“The slaked powder was ready for mixing.”
تفاوت با واژههای مشابه
فنی. زمانی که به مادهای اشاره دارد که آب جذب کرده، مستقیماً قابل تعویض است. 'Hydrated' اصطلاح علمی رایجتر و کلیتر است.
Technical. Directly interchangeable when referring to a substance that has absorbed water. 'Hydrated' is the more common and general scientific term.