slashed

/slæʃt/
adjective (صفت)common

صفت — برش‌خورده

برش‌خوردهزخمی

دارای زخمی طولی یا برشی که از بریدگی ایجاد شده است

Having been cut or damaged with a long, narrow wound or cut.

«کتش در درگیری پاره شده بود.»

His jacket was slashed during the fight.

«پارچه به طور تصادفی بریده شد.»

The fabric was slashed accidentally.

تفاوت با واژه‌های مشابه
cutبریدگی

رایج. اصطلاح کلی برای بریدگی است، بسته به زمینه قابل تعویض.

Common. General term for a break in surface, interchangeable with slashed depending on context.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000