sledge

/sledʒ/
1noun (اسم)commonplural (جمع): sledges

اسم — کالسکه برف

کالسکه برفسِلِج

وسیله‌ای با تیغه برای سر خوردن روی برف یا یخ، معمولاً کشیده شده توسط حیوانات یا افراد.

A vehicle with runners for sliding on snow or ice, often pulled by animals or people.

«آن‌ها با کالسکه برف از تپه پایین رفتند.»

They rode the sledge down the hill.

«کالسکه برف پر از تدارکات بود.»

The sledge was packed with supplies.

2verb (فعل)commonpast (گذشته): sledgedpast participle (مفعولی): sledged-ing (حال): sledging3rd (سوم): sledges

فعل — با کالسکه برف حرکت کردن

با کالسکه برف حرکت کردن

حرکت یا سفر با استفاده از کالسکه برف.

To travel or move by means of a sledge.

«آن‌ها با کالسکه برف از روی دریاچه یخ زده عبور کردند.»

They sledged across the frozen lake.

«ما با کالسکه برف از شیب برفی پایین رفتیم.»

We sledged down the snowy slope.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000