slip out

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/slɪp aʊt/
1phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — یواشکی بیرون رفتن

یواشکی بیرون رفتنبی‌صدا خارج شدن

بی‌سروصدا و بدون جلب توجه از جایی بیرون رفتن.

To leave a place quietly and without being noticed.

«پیش از پایان جلسه یواشکی بیرون رفتیم.»

We slipped out before the meeting ended.

«او از در پشتی بی‌صدا بیرون رفت.»

She slipped out through the back door.

2phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — ناخواسته گفته شدن

ناخواسته گفته شدنلو رفتن

بی‌اختیار گفته یا فاش شدن.

To be said or revealed accidentally.

«راز هنگام شام ناخواسته فاش شد.»

The secret slipped out during dinner.

«منظوری نداشتم؛ بی‌اختیار از دهانم پرید.»

I didn't mean it; it just slipped out.

3phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — از جا در رفتن

از جا در رفتنبیرون لغزیدن

شل شدن و از جای درست خود بیرون آمدن.

To become loose and move out of its proper position.

«سنجاق از قاب بیرون آمد.»

The pin slipped out of the frame.

«پایش از صندل بیرون لغزید.»

Her foot slipped out of the sandal.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000