slip through the net

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/slɪp θruː ðə nɛt/
phrase (عبارت)common

عبارت — از کنترل دررفتن

از کنترل دررفتننادیده ماندن

با وجود نظارت یا کنترل، از چشم سیستم دور ماندن.

to escape notice or control when a system should have caught someone or something

«چند خطا از چشم سیستم دور ماند.»

A few errors slipped through the net.

«این بازرسی‌ها جلوی دررفتن کالای خطرناک از کنترل را می‌گیرند.»

The checks stop dangerous goods slipping through the net.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000