slithers

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

slith·ers/ˈslɪðərz/
verb (فعل)commonpast (گذشته): slitheredpast participle (مفعولی): slithered-ing (حال): slithering3rd (سوم): slithers

فعل — لغزیدن

لغزیدنخزیدن

به‌صورت لغزنده و پیچشی روی سطح حرکت کردن، اغلب مانند مار.

Moves smoothly over a surface with a twisting or sliding motion, often like a snake.

«مار از میان علف‌ها خزید.»

“The snake slithers through the grass.”

«ماهی روی سنگ‌های خیس لغزید.»

“A fish slithered along the wet rocks.”

تفاوت با واژه‌های مشابه
slide— سر خوردن

متداول. به معنی حرکت نرم روی سطح، کمتر به حالت مارمانند است.

Common. To move smoothly along a surface, less sinuous than slither.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000