slit

/slɪt/
1noun (اسم)commonplural (جمع): slits

اسم — شکاف

شکافبرش باریک

یک برش یا شکاف بلند و باریک.

A long, narrow cut or opening.

«او از شکاف باریک پرده نگاه کرد.»

She peered through the narrow slit in the curtain.

«جعبه یک شکاف کوچک برای انداختن نامه داشت.»

The box had a small slit for inserting mail.

تفاوت با واژه‌های مشابه
cutبرش

روزمره. اصطلاح کلی برای هر نوع برش؛ slit به‌طور خاص باریک و بلند است.

Everyday. General term for any opening or incision; slit is specifically narrow and long.

2verb (فعل)commonpast (گذشته): slitpast participle (مفعولی): slit-ing (حال): slitting3rd (سوم): slits

فعل — شکافتن

شکافتنبرش باریک دادن

ایجاد برش بلند و باریک روی چیزی.

To make a long, narrow cut in something.

«او پاکت را برای باز کردنش شکافت.»

He slit the envelope to open it.

«او پارچه را برای طراحی برش باریک داد.»

She slit the fabric to make a design.

تفاوت با واژه‌های مشابه
cutبریدن

روزمره. فعل کلی برای بریدن؛ slit به معنی برش باریک است.

Everyday. General verb for slicing or dividing; slit specifically means a narrow cut.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000