در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
برف یا یخ نیمه ذوب شده، معمولاً کثیف و مرطوب.
Partly melted snow or ice, often dirty and wet.
«خیابانها پس از برف طوفانی مملو از برف آبشده بود.»
“The streets were covered with slush after the snowstorm.”
«او برای دوری از برف آبشده مراقب راه رفت.»
“He walked carefully to avoid the slush.”