در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
هوشمندانه اما به شیوهای فریبنده یا پنهانی
Clever in a deceitful or secretive way.
«او لبخندی حیلهگرانه زد.»
“He gave a sly smile.”
«او آنقدر زیرک بود که از دردسر فرار کند.»
“She was sly enough to avoid trouble.”
رایج. وقتی منظور هوشیاری است ولی گاهی بار منفی دارد قابل جایگزینی است.
Common. Often interchangeable when meaning clever but sometimes negative in connotation.