slushed

/slʌʃt/
verb (فعل)commonpast (گذشته): slushedpast participle (مفعولی): slushed-ing (حال): slushing3rd (سوم): slushes

فعل — راه رفتن در گل و برف نرم

راه رفتن در گل و برف نرم

در آب یا برف نیمه‌ذوب یا گل‌آلود پریدن یا راه رفتن.

Moved or splashed through slushy or muddy water or snow.

«او از مزرعه گل‌آلود رد شد.»

She slushed through the muddy field.

«بچه‌ها در برف آب‌شده بازی کردند.»

The kids slushed in the melting snow.

تفاوت با واژه‌های مشابه
splashedپاشیده

حرکت دادن آب به روشی پر سروصدا یا به‌هم‌ریخته، مشابه slushed.

Moving water in a noisy or messy way, similar to slushed.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000