slushy

slush·y/ˈslʌʃi/
slushpartially melted snow or ice-ycharacterized by
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): slushiersuperlative (عالی): slushiest

صفت — آبکی

آبکیاحساساتی

دارای برف یا یخ ذوب شده و خیس؛ همچنین بیش از حد احساسی و کلیشه‌ای.

Characterized by wet, melting snow or ice; also overly sentimental or cheesy.

«جاده‌ها پس از طوفان آبکی بودند.»

The roads were slushy after the storm.

«فیلم برای من زیادی احساساتی بود.»

The movie was too slushy for my taste.

تفاوت با واژه‌های مشابه
soppyاحساساتی

غیررسمی. در مواردی که بیش از حد احساساتی باشد قابل جایگزینی است.

Informal. Interchangeable when describing overly sentimental things.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000