smeary

/ˈsmɪəri/
smearto spread a sticky or dirty substance-ycharacterized by
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): smeariersuperlative (عالی): smeariest

صفت — لکه‌دار

لکه‌دارکثیفمبهم

پوشیده یا نشان‌دار شده با لکه‌ها یا کثیفی؛ کثیف و مبهم.

Covered or marked with smears or spots; dirty and blurry.

«صورتش بعد از خوردن شکلات لکه‌دار شده بود.»

Her face was smeary after eating chocolate.

«پنجره لکه‌دار نور خورشید را مسدود کرد.»

The smeary window blocked the sunlight.

تفاوت با واژه‌های مشابه
blotchyلکه لکه

رایج. توصیف لکه‌های نامنظم؛ مشابه ولی معمولاً بیشتر تکه تکه است.

Common. Describes uneven, irregular spots; similar but often more patchy.

streakyراه راه

رایج. به جای لکه‌ها به راه راه‌ها اشاره دارد؛ مشابه ولی متفاوت.

Common. Refers to streaks rather than blobs; related but distinct.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000