smeared

/smɪrd/
verb (فعل)commonpast (گذشته): smearedpast participle (مفعولی): smeared-ing (حال): smearing3rd (سوم): smears

فعل — پراکندن

پراکندنمالیدن

پخش کردن ناهموار ماده‌ای روی سطح

To spread a substance unevenly over a surface

«صورتش پر از خاک شده بود.»

Her face was smeared with dirt.

«او رنگ را روی بوم پخش کرد.»

He smeared paint across the canvas.

تفاوت با واژه‌های مشابه
spreadمالیدن

رایج. کلمه کلی برای پخش مواد روی سطح.

Common. General word for distributing a substance over a surface.

smudgedکدر شده

بیشتر به لکه کثیف یا ناواضح اشاره دارد.

Refers to a dirty or unclear smear, often accidental.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000