smee

/smiː/
1noun (اسم)technicalplural (جمع): smees

اسم — مرغابی کوچک

مرغابی کوچکوایجن

نوعی مرغابی کوچک، به ویژه مرغابی سرسبز یا وایجن.

A small duck, especially the wigeon.

«شکارچی یک مرغابی کوچک را در باتلاق دید.»

The hunter spotted a smee in the marsh.

«مرغابی‌های smee به خاطر صدای سوت‌مانند متمایزشان شناخته می‌شوند.»

Smee are known for their distinctive whistling call.

2noun (اسم)dated

اسم — بازی smee

بازی smeeقایم‌باشک در تاریکی

بازی قایم‌باشک در تاریکی که فرد یابنده پس از پیدا کردن کسی، «Smee!» می‌گوید و آن فرد به یابنده می‌پیوندد.

A game of hide-and-seek played in the dark, where the seeker calls out 'Smee!' when they find someone, and that person then joins the seeker.

«قبلاً شب‌ها در باغ smee بازی می‌کردیم.»

We used to play smee at night in the garden.

«بچه‌ها وقتی در اتاق کم‌نور smee بازی می‌کردند، ریز می‌خندیدند.»

The children giggled as they played smee in the dimly lit room.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000