smell a rat

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/smel ə ræt/
phrase (عبارت)informal

عبارت — بوی موش دواندن

بوی موش دواندنمشکوک شدن

حس کردن این‌که در ماجرا چیزی مشکوک یا نادرست وجود دارد.

To suspect that something dishonest or suspicious is happening.

«در این معامله بوی موش می‌دهم.»

I smell a rat in this deal.

«وقتی او حرفش را عوض کرد، به ماجرا مشکوک شد.»

She smelled a rat when he changed his story.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000