smell fishy

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

smell fish·y/smɛl ˈfɪʃi/
phrase (عبارت)informal

عبارت — مشکوک به نظر رسیدن

مشکوک به نظر رسیدنبو بردن از کاسه‌ای زیر نیم‌کاسه

مشکوک، نادرست یا احتمالاً غیرصادقانه به نظر رسیدن.

To seem suspicious, dishonest, or not quite right.

«این بهانه به نظرم مشکوک می‌آید.»

This excuse smells fishy to me.

«اعداد مشکوک به نظر می‌رسیدند، پس دوباره بررسی‌شان کردیم.»

The numbers smelled fishy, so we checked them again.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000