smitten

smit·ten/ˈsmɪt.ən/
adjective (صفت)common

صفت — دلباخته

دلباختهمجذوب

به شدت تحت تاثیر احساسات قوی، به‌ویژه عشق یا محبت.

Deeply affected by strong feelings, especially love or affection.

«او از مهربانی او دلباخته شده بود.»

He was smitten with her kindness.

«زوج در عروسی‌شان مجذوب یکدیگر به نظر می‌رسیدند.»

The couple looked smitten at their wedding.

تفاوت با واژه‌های مشابه
infatuatedشیفته

احساس شدیدتر و معمولاً موقتی از عشق یا جذب.

More intense and often temporary feeling of love or attraction.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000