smooth sailing

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

smooth sail·ing/smuð ˈseɪlɪŋ/
phrase (عبارت)informal

عبارت — پیش رفتن بی‌دردسر

پیش رفتن بی‌دردسراوضاع روبه‌راه

دوره‌ای که کارها بدون مشکل، دردسر یا تأخیر پیش می‌روند.

A period of progress without problems, difficulties, or delays.

«بعد از رسیدن مجوز، همه‌چیز بی‌دردسر پیش رفت.»

After the permit arrived, it was smooth sailing.

«اسباب‌کشی در ابتدا بدون دردسر پیش نرفت.»

The move was not smooth sailing at first.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000