smugly

smug·ly/ˈsmʌɡli/
smugself-satisfied-lyin a manner of
adverb (قید)commontype (نوع): manneradjective (صفت): smugposition (جایگاه): end

قید — مغرورانه

مغرورانهخودپسندانه

به‌طرز مغرور و خودراضی.

In a self-satisfied or conceited way.

«بعد از بردن بازی با غرور لبخند زد.»

He smiled smugly after winning the game.

«با خودپسندی درباره موفقیتش صحبت کرد.»

She spoke smugly about her success.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000