smuggle

smug·gle/ˈsmʌɡəl/
verb (فعل)commonpast (گذشته): smuggledpast participle (مفعولی): smuggled-ing (حال): smuggling3rd (سوم): smuggles

فعل — قاچاق کردن

قاچاق کردنمخفیانه وارد یا خارج کردن

کالایی یا افرادی را به طور مخفیانه و خلاف قانون وارد یا خارج کردن از کشور

To secretly bring goods or people into or out of a country in violation of laws.

«آنها تلاش کردند مواد مخدر را به کشور قاچاق کنند.»

They tried to smuggle drugs into the country.

«او اسناد را در کیفش پنهان کرده بود و مخفیانه خارج کرد.»

She smuggled the documents out hidden in her bag.

تفاوت با واژه‌های مشابه
sneakمخفیانه بردن

غیررسمی و کلی؛ 'smuggle' مخصوص حرکت غیرقانونی مرزی است.

Informal and general; 'smuggle' is specific to illegal cross-border movement.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000