snacking

snack·ing/ˈsnækɪŋ/
snacksmall amount of food-ingaction or process
noun (اسم)common

اسم — میان‌وعده خوردن

میان‌وعده خوردنتنقلات خوردن

عمل خوردن مقدار کم غذا بین وعده‌های اصلی.

The act of eating small amounts of food between meals.

«او از خوردن میوه به عنوان میان‌وعده در طول روز لذت می‌برد.»

She enjoys snacking on fruits during the day.

«بیش از حد میان‌وعده خوردن می‌تواند اشتهایت را کم کند.»

Snacking too much can spoil your appetite.

تفاوت با واژه‌های مشابه
nibblingجویدن

غیررسمی. به خوردن لقمه‌های کوچک اشاره دارد؛ با snacking همپوشانی دارد اما معمولا حالت غیررسمی‌تر دارد.

Informal. Refers to eating small bites lightly; overlaps with snacking but often implies less formal eating.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000