snaked

/sneɪkt/
verb (فعل)commonpast (گذشته): snakedpast participle (مفعولی): snaked-ing (حال): snaking3rd (سوم): snakes

فعل — مارپیچ رفتن

مارپیچ رفتنپیچیدن

حرکت کردن به صورتی مارپیچی یا خمیده مانند مار.

Moved in a winding or curving way, like a snake.

«رودخانه در دره به صورت مارپیچ حرکت می‌کرد.»

The river snaked through the valley.

«جاده به صورت مارپیچ از کوه بالا می‌رفت.»

The road snaked up the mountain.

تفاوت با واژه‌های مشابه
woundپیچیدن

رایج. مشابه snaked برای توصیف پیچ خوردن مسیر یا حرکت است.

Common. Similar to snaked when describing a path or movement curvature.

meanderپیچ‌خوردن

رسمی. اغلب برای رودخانه‌ها یا جاده‌هایی که آرام پیچ می‌خورند استفاده می‌شود.

Formal. Often used for rivers or roads that curve gently.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000