snail

/sneɪl/
noun (اسم)commonplural (جمع): snails

اسم — حلزون

حلزون

حیوان نرم‌تن کوچک که به آرامی حرکت می‌کند و صدف مارپیچی دارد

A small slow-moving mollusk with a spiral shell

«یک حلزون از مسیر باغ خزید.»

A snail crawled across the garden path.

«حلزون صدفش را روی پشتش حمل می‌کند.»

The snail carries its shell on its back.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000