در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
حیوان نرمتن کوچک که به آرامی حرکت میکند و صدف مارپیچی دارد
A small slow-moving mollusk with a spiral shell
«یک حلزون از مسیر باغ خزید.»
“A snail crawled across the garden path.”
«حلزون صدفش را روی پشتش حمل میکند.»
“The snail carries its shell on its back.”