در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
شخصی که مار میگیرد یا با مار سر و کار دارد، به خصوص به صورت حرفهای.
A person who catches or handles snakes, especially professionally.
«مارگیر به ما نشان داد چگونه گونههای سمی را تشخیص دهیم.»
“The snaker showed us how to identify venomous species.”
«او به عنوان مارگیر در باغ وحش محلی کار میکند.»
“He works as a snaker at the local zoo.”
ابزاری که برای گرفتن یا دستکاری مارها استفاده میشود.
An instrument used to catch or manipulate snakes.
«او از یک ابزار مارگیری استفاده کرد تا به آرامی خزنده را بردارد.»
“He used a snaker to gently remove the reptile.”
«ابزار مارگیری به او امکان داد تا مار را با خیال راحت معاینه کند.»
“The snaker allowed him to safely examine the snake.”