snaker

snak·er/ˈsneɪkər/
snakea legless reptile-erone who performs an action
1noun (اسم)commonplural (جمع): snakers

اسم — مارگیر

مارگیر

شخصی که مار می‌گیرد یا با مار سر و کار دارد، به خصوص به صورت حرفه‌ای.

A person who catches or handles snakes, especially professionally.

«مارگیر به ما نشان داد چگونه گونه‌های سمی را تشخیص دهیم.»

The snaker showed us how to identify venomous species.

«او به عنوان مارگیر در باغ وحش محلی کار می‌کند.»

He works as a snaker at the local zoo.

2noun (اسم)technicalplural (جمع): snakers

اسم — ابزار مارگیری

ابزار مارگیریچنگال مار

ابزاری که برای گرفتن یا دستکاری مارها استفاده می‌شود.

An instrument used to catch or manipulate snakes.

«او از یک ابزار مارگیری استفاده کرد تا به آرامی خزنده را بردارد.»

He used a snaker to gently remove the reptile.

«ابزار مارگیری به او امکان داد تا مار را با خیال راحت معاینه کند.»

The snaker allowed him to safely examine the snake.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000