در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
دارای آبریزش بینی یا مرتب بینیاش را پاک میکند، معمولاً به خاطر سرماخوردگی.
Having a runny nose or frequently sniffing, usually due to a cold.
«او تمام طول روز به خاطر سرماخوردگی بینیاش آبکی بود.»
“She felt sniffly all day because of the cold.”
«کودک دارای بینی آبکی به خانه ماند و به مدرسه نرفت.»
“The sniffly child stayed home from school.”