sniffling

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

snif·fling/ˈsnɪf.lɪŋ/
sniffto inhale audibly through the nose-ingpresent participle / continuous aspect
verb (فعل)common

فعل — کشیدن دماغ

کشیدن دماغبینی را گرفتن

کشیدن دماغ به صورت مکرر، معمولاً به دلیل آبریزش بینی یا جلوگیری از گریه.

To repeatedly inhale through the nose, often because of a runny nose or to hold back tears.

«او در هوای سرد مرتب دماغش را می‌کشید.»

He kept sniffling during the cold weather.

«او به خاطر حساسیت‌هایش دماغش را می‌کشید.»

She was sniffling because of her allergies.

تفاوت با واژه‌های مشابه
snuffleدماغ گرفتن

غیررسمی. معنی مشابه ولی کمتر رایج است و بیشتر به تنفس پر سروصدا از بینی اشاره دارد، معمولاً برای حیوانات یا کودکان.

Informal. Similar meaning but less common and slightly more focused on noisy breathing through the nose, often for animals or children.

weepگریه کردن

رسمی/غیررسمی. به گریه کردن مربوط است نه عمل بینی؛ قابل جایگزینی نیست اما ممکن است همزمان با کشیدن دماغ هنگام ناراحتی باشد.

Formal/informal. Related to crying rather than nasal action; not interchangeable but sometimes occurs with sniffling during sadness.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000