adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): snubbiersuperlative (عالی): snubbiest
صفت — کوتاه و پهن
کوتاه و پهنگرد و کوتاه
دارای شکل کوتاه، کُند و کمی برگشته یا گرد، معمولاً برای بینی یا انگشتان استفاده میشود.
Having a short, blunt, or slightly turned-up shape; often describing noses or fingers.
«او بینی کوتاه و پهنی دارد که ظاهر ویژهای به او میدهد.»
“He has a snubby nose that gives him a unique look.”
«گیاه برگهای کوتاه و پهن نزدیک پایهاش دارد.»
“The plant has snubby leaves near its base.”
تفاوت با واژههای مشابه
stubby— کوتوله
رایج. تقریبا هممعنی است و برای اعضای کوتاه و ضخیم بدن یا اشیا استفاده میشود.
Common. Nearly synonymous, used for short and thick objects or body parts.