در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
تنباکوی پودر شدهای که از طریق بینی استنشاق میشود.
Powdered tobacco inhaled through the nose.
«او قبلاً عادت داشت تنباکو بینی استفاده کند.»
“He used to take snuff as a habit.”
«تنباکو بینی در قرن هجدهم رایج بود.»
“Snuff was popular in the 18th century.”
خاموش کردن شمع با فشار دادن یا فوت کردن.
To extinguish a candle by pinching or blowing it out.
«او قبل از رفتن شمع را خاموش کرد.»
“She snuffed the candle before leaving.”
«او سریع شعله را خاموش کرد.»
“He snuffed out the flame quickly.”
رایج. اصطلاح رسمی یا کلی برای خاموش کردن شعله است.
Common. Formal or broad term for putting out a flame.