snuffling

snuf·fling/ˈsnʌflɪŋ/
snufto breathe noisily-flevariant suffix-ingaction or process
verb (فعل)commonpast (گذشته): snuffledpast participle (مفعولی): snuffled-ing (حال): snuffling3rd (سوم): snuffles

فعل — بو کردن با صدای بلند

بو کردن با صدای بلندنفس کشیدن صدادار

نفس کشیدن یا بینی کشیدن به صدای بلند و مکرر معمولاً به دلیل سرماخوردگی یا گریه.

Breathing noisily or sniffing repeatedly, often because of a cold or crying.

«کودک به‌خاطر آبریزش بینی صدای نفسی داشت.»

The child was snuffling because of a runny nose.

«او هنگام تماشای فیلم غم‌انگیز به آرامی بینی می‌کشید.»

She was snuffling softly while watching the sad movie.

تفاوت با واژه‌های مشابه
sniffleصدای بینی کشیدن

غیررسمی. بسیار مشابه؛ گاهی صدایی کمتر شدید دارد.

Informal. Very similar, sometimes less intense breathing noise.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000