verb (فعل)commonpast (گذشته): snuffledpast participle (مفعولی): snuffled-ing (حال): snuffling3rd (سوم): snuffles
فعل — بو کردن با صدای بلند
بو کردن با صدای بلندنفس کشیدن صدادار
نفس کشیدن یا بینی کشیدن به صدای بلند و مکرر معمولاً به دلیل سرماخوردگی یا گریه.
Breathing noisily or sniffing repeatedly, often because of a cold or crying.
«کودک بهخاطر آبریزش بینی صدای نفسی داشت.»
“The child was snuffling because of a runny nose.”
«او هنگام تماشای فیلم غمانگیز به آرامی بینی میکشید.»
“She was snuffling softly while watching the sad movie.”
تفاوت با واژههای مشابه
sniffle— صدای بینی کشیدن
غیررسمی. بسیار مشابه؛ گاهی صدایی کمتر شدید دارد.
Informal. Very similar, sometimes less intense breathing noise.