sobs

/sɒbz/
sobto cry noisily
noun (اسم)commonplural (جمع): sobs

اسم — هق‌هق‌ها

هق‌هق‌هاگریه‌های شدید

صداهای بلند و غیرارادی ناشی از گریه و ناراحتی (جمع)

plural of sob; convulsive cries due to sadness or pain

«هق‌هق‌های او از اتاق کناری شنیده می‌شد.»

Her sobs could be heard from the next room.

«گریه شدید کودک پس از مدتی قطع شد.»

The child’s sobs stopped after a while.

تفاوت با واژه‌های مشابه
criesگریه‌ها

رایج. اصطلاح کلی برای بیان ناراحتی با اشک، در زمینه‌های احساسی قابل تعویض.

Common. General term for expressions of sadness through tears, interchangeable in emotional contexts.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000