socialise

so·cial·ise/ˈsəʊʃəlaɪz/
socialrelating to society or interaction-iseto cause or become
verb (فعل)commonpast (گذشته): socialisedpast participle (مفعولی): socialised-ing (حال): socialising3rd (سوم): socialises

فعل — برقراری ارتباط اجتماعی

برقراری ارتباط اجتماعیگردهم آمدن

برای لذت یا دوستی با دیگران ارتباط برقرار کردن.

To interact with others for pleasure or friendship.

«آنها هر آخر هفته در کافه با هم ارتباط اجتماعی برقرار می‌کنند.»

They socialise every weekend at the cafe.

«او سخت می‌تواند در گروه‌های بزرگ معاشرت کند.»

He finds it hard to socialise in large groups.

تفاوت با واژه‌های مشابه
mingleدر میان مردم حضور یافتن، معاشرت کردن

غیررسمی. به معنی حضور کوتاه در میان دیگران در رویدادهای اجتماعی.

Informal. Means to mix with others at social events, often briefly.

associateارتباط برقرار کردن، معاشرت کردن

می‌تواند به معنی تعامل اجتماعی باشد، گاهی رسمی یا کاری.

Can mean interacting socially, sometimes more formal or work-related.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000