sort of

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/sɔːrt əv/
sorttype or kindofexpressing relation or degree
phrase (عبارت)common

عبارت — نوعی

نوعیکمی

برای نشان دادن تقریب یا میزانی از چیزی؛ کمی.

Used to indicate approximation or some degree; somewhat.

«امروز کمی خسته‌ام.»

I'm sort of tired today.

«نوعی خانه کوچک است.»

It's sort of like a small house.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000