sovereigns

sov·e·reigns/ˈsɒvrɪnz/
noun (اسم)formalplural (جمع): sovereigns

اسم — پادشاهان

پادشاهانشاهانسکه‌های پادشاهی

حاکمان برتر یا شاهان یک کشور؛ یا سکه‌های طلای خاص در بریتانیا.

Supreme rulers or monarchs of a state, or coins of a certain gold value in the UK.

«پادشاهان کشورشان را با قدرت اداره کردند.»

The sovereigns ruled their countries with power.

«او سکه‌های طلای قدیمی جمع‌آوری کرد.»

He collected old gold sovereigns.

تفاوت با واژه‌های مشابه
monarchsپادشاهان

رسمی. هم‌معنی sovereign در معنای حکمران است.

Formal. Synonymous with sovereigns as rulers.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000