spaced

/speɪst/
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more spacedsuperlative (عالی): most spaced

صفت — فاصله‌دار

فاصله‌دارپراکنده

با فاصله و گسسته قرار گرفته، نه پیوسته یا فشرده.

Arranged with intervals between, not continuous or crowded.

«خانه‌ها خیلی از هم فاصله دارند.»

The houses are spaced far apart.

«حروف باید روی کاغذ به طور یکنواخت فاصله‌گذاری شوند.»

Letters should be spaced evenly on the paper.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000