spackle

spack·le/ˈspækəl/
1noun (اسم)common

اسم — بتونه

بتونهماده پرکننده دیوار

ماده‌ای خمیری شکل که برای پر کردن سوراخ‌ها و ترک‌های دیوار قبل از نقاشی استفاده می‌شود.

A pasty material used to fill holes and cracks in walls before painting.

«باید قبل از نقاشی این سوراخ‌های میخ را بتونه کنیم.»

We need to spackle these nail holes before painting.

«دیوار بعد از استفاده از بتونه بسیار صاف‌تر به نظر می‌رسد.»

The wall looks much smoother after applying spackle.

تفاوت با واژه‌های مشابه
fillerپرکننده

روزمره. اصطلاحی کلی برای هر ماده‌ای که برای پر کردن شکاف‌ها استفاده می‌شود. 'Wood filler' یا 'joint filler' صحیح است. 'Spackle' به طور خاص به تعمیر دیوار اشاره دارد.

Everyday. A general term for any material used to fill gaps. 'Wood filler' or 'joint filler' works. 'Spackle' specifically refers to wall repair.

puttyبتونه

روزمره. یک خمیر نرم و انعطاف‌پذیر که برای آب‌بندی یا پر کردن، اغلب برای پنجره‌ها یا چوب استفاده می‌شود. 'Window putty' صحیح است. 'Spackle' به سطوح دیوار خاص‌تر است.

Everyday. A soft, malleable paste used for sealing or filling, often for windows or wood. 'Window putty' works. 'Spackle' is more specific to wall surfaces.

متضادها
2verb (فعل)commonpast (گذشته): spackledpast participle (مفعولی): spackled-ing (حال): spackling3rd (سوم): spackles

فعل — بتونه زدن

بتونه زدنترمیم کردن دیوار

سوراخ‌ها یا ترک‌های یک سطح را با بتونه پر کردن.

To fill holes or cracks in a surface with spackle.

«او بعد از ظهر را به بتونه زدن دیوارها گذراند.»

He spent the afternoon spackling the walls.

«باید اجازه دهید بتونه قبل از سنباده زدن خشک شود.»

You need to let the spackle dry before sanding.

تفاوت با واژه‌های مشابه
patchترمیم کردن

روزمره. تعمیر کردن با پوشاندن یا ترمیم یک سوراخ یا منطقه آسیب دیده، اغلب با یک قطعه مواد. 'Patch a tire' صحیح است. 'Spackle' به طور خاص به استفاده از خمیر بتونه اشاره دارد.

Everyday. To repair by covering or mending a hole or damaged area, often with a piece of material. 'Patch a tire' works. 'Spackle' is specific to using spackle paste.

fillپر کردن

روزمره. یک اصطلاح بسیار کلی به معنای پر کردن یا اشغال فضای خالی. 'Fill a glass' صحیح است. 'Spackle' مواد و هدف را مشخص می‌کند.

Everyday. A very general term meaning to make full or occupy an empty space. 'Fill a glass' works. 'Spackle' specifies the material and purpose.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000