sparkier

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

spar·ki·er/ˈspɑːrkiər/
sparka small fiery particle-yfull of-ercomparative form
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): sparkiersuperlative (عالی): sparkiest

صفت — پرجرقه‌تر

پرجرقه‌ترپرشورتر

در مقایسه با sparkly، به معنای پرجرقه‌تر یا پرانرژی‌تر.

Comparative form of 'sparky'; having more sparks or livelier energy.

«مهمانی جدید حتی پرجرقه‌تر از سال گذشته بود.»

“The new party was even sparkier than last year.”

«اجرای او پرجرقه‌تر و جذاب‌تر بود.»

“Her performance was sparkier and more engaging.”

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000