sparked

/spɑːrkt/
verb (فعل)commonpast (گذشته): sparkedpast participle (مفعولی): sparked-ing (حال): sparking3rd (سوم): sparks

فعل — جرقه زدن

جرقه زدنبرانگیختن

گذشته فعل 'spark'؛ ایجاد یا منفجر کردن جرقه یا شروع اولیه یک عمل.

Past tense of 'spark'; to cause or ignite a small flash or initial action.

«اعلامیه شور و هیجان طرفداران را برانگیخت.»

The announcement sparked excitement among fans.

«آتش از یک سیم معیوب جرقه زد.»

The fire sparked from a faulty wire.

تفاوت با واژه‌های مشابه
triggeredمحرک شدن

رایج. معمولاً برای شروع رویدادها یا واکنش‌ها به کار می‌رود.

Common. Often used for starting events or reactions.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000