اسم — قطعات یدکی
اشیای اضافی که برای جایگزینی گمشده یا شکسته نگه داشته میشوند.
Extra items kept for replacing lost or broken ones.
«من کلیدهای اضافی مهم را نگه میدارم.»
“I keep spares of important keys.”
«او قطعات یدکی دوچرخهاش را برای احتمال خراب شدن خرید.»
“She bought spares for her bike in case of damage.”
تفاوت با واژههای مشابه
غیررسمی. به طور کلی برای هر چیز اضافی به کار میرود؛ در موقعیتهای معمولی با 'spares' قابل تعویض است.
Informal. Used broadly for any extra items; interchangeable with 'spares' in casual contexts.
فعل — ذخیره کردن
اضافی نگه داشتن یا دادن چیزی برای استفاده بعدی.
To give something extra or to keep in reserve for future use.
«لطفاً کمی وقت برای جلسه کنار بگذارید.»
“Please spare some time for the meeting.”
«آنها پولی برای هزینههای اضطراری ذخیره میکنند.»
“They spares money for emergency expenses.”
تفاوت با واژههای مشابه
رسمی. اغلب برای ذخیره منابع یا زمان استفاده میشود؛ مشابه 'spare' در معنی نگه داشتن جداگانه برای استفاده.
Formal. Often for saving resources or time; similar to 'spare' when meaning to keep separately for use.